چنين داروهايي است و گاه ضد آنها (يعني تضعيف‌كننده‌ٴ قوه‌ٴ باه‌). علاوه بر داروهاي مادي‌ برانگيزنده‌ٴ نيروي جنسي‌، نيازهايي هم براي آثار ادبي تحريك كننده وجود داشت‌، كه براي بدن‌ كم‌تر ضرر داشت ولي براي فكر بسيار خطرناك بود.
از آنجا كه اين‌گونه آثار، جز غير مستقيم ارتباطي با تاريخ علم ندارد، براي يافتنشان تلاشي‌ نكردم‌، تنها به دو نمونه از آنها اشاره خواهم كرد كه تصادفاً به آنها برخورده‌ام‌. آنها معرف دو جناح‌ شرقي و غربي آثار اسلامي در اين زمينه هستند.
اولي تحفةالعروس است به عربي‌، نوشته‌ٴ تيجاني‌، جغرافي‌دان تونسي‌، كه مجموعه‌اي است‌ از آثار شهواني شاعران و متكلمان عرب‌. دومي‌، كه به زبان فارسي و نوشته‌ٴ نخشبي است‌، اقتباسي است از آثار فراوان شهواني زبان سانسكريت‌. مقايسه‌ٴ اين دو شكل از هنر آماتور و مقايسه‌ٴ هر دو با آثار كلاسيك و لاتيني سده‌هاي ميانه جالب خواهد بود، ولي اكنون در اينجا امكان‌پذير نيست‌.
نظر اصلي من اين است كه مورخ پزشكي سده‌هاي ميانه نمي‌تواند امور جنسي را نديده‌ بگيرد، ولو اين‌كه احساس ناخوش‌آيندي در مورد روان‌شناسي و احساس ناخوش‌آيندتري در خصوص اثرشناسي دارويي در سده‌هاي ميانه به او دست بدهد.

يب‌. تاريخ‌نگاري‌

تاريخ تلاش انسان‌ها براي ثبت كردن رويدادهاي گذشته‌شان‌، به صورتي كه آن را تصور مي‌كردند و روشي كه براي اين كار داشتند، دقيقاً يك بخش‌، آن هم يك بخش مهم از تاريخ علم است‌. اين‌ امر كه گزارش‌هاي مربوط به گذشته اغلب نادرست و تحريف شده بود و اين واقعيت كه هر ملت‌ با علاقه به اساطيري كردن پيدايش خود كار ما را دشوارتر مي‌سازد، از ضرورت تاريخ چيزي‌ نمي‌كاهد. درهر حال‌، گرايش‌هاي اساطيري و خرافي در همه‌ٴ عرصه‌هاي علم وجود داشته (و هنوز وجود دارد) و منحصر به تاريخ‌نگاري نيست‌. به‌طور كلي‌، ممكن است انتظار داشته باشيم‌ مورخان و وقايع‌نگاران در گفت‌وگو از حوادثي كه از لحاظ زماني و مكاني به‌آنان نزديك‌تر است‌ دقيق‌تر باشند تا در بحث از رويدادهاي دورتر؛ از سوي ديگر، درمورد رويدادهاي معاصر ممكن‌ است به‌علت وجود تعصب‌هاي ديني‌، ملي سياسي يا اجتماعي‌، گزارش آن رويدادها تحريف‌ شده باشند (و اغلب چنين است‌) يا (براثر فشار، اضافات‌، تأكيد، يا پيچاندن مطلب‌) رنگ‌ ديگري به‌خود گرفته باشند. به‌عبارت ديگر، هم‌چنان‌كه درمورد فواصل دور زماني و مكاني‌ گرايش‌هاي خرافي افزايش پيدا مي‌كنند، در فواصل نزديك‌تر تعصبات نيرومندتر مي‌شوند. اين‌ مطلب در مورد سده‌ٴ چهاردهم نيز به‌اندازه‌ٴ امروز صادق است‌.
با اين‌كه تمايلات اساطيري در سده‌هاي ميانه نيرومندتر از امروز بود، چند ذهن جسورتر